شهمردان بن أبى الخير رازى
پيشگفتار مصحح 43
روضة المنجمين ( فارسى )
ص 449 : هر جا كى روذ توانگر بازگردد ص 515 : سخن مردم بازپس گويذ و استهزا كنذ و لقبها نهذ ص 523 : آفتاب ببرج و درجه و دقيقه اصل خويش باز رسذ كاربرد واژهء « ترسكارى » ص 442 : ستاره چون ساقط بوذ در سيّم و نهم ، دليل بوذ بر ترسكارى و عبادت ص 502 : پارسائى و ترسكارى زيادت شوذ و در كار دين خصومت كنذ « هرزه » به معنى بيهوده ، پوچ و هدر دادن ص 8 : و مرتبه ما بين خالى بوذ هرزه بگذاشتيم و بمرتبهء عشرات . . . ص 177 : اگر مرّيخ اندر و تدى بوذ و قمر بر تربيع مرّيخ ، هرزه شوذ ص 178 : از بهر شغلى سفر كردست ضرورى ، كى هرزه نتوانذ گذاشتن ص 442 : اگر ليلى بوذ خوابهاى هرزه و آشفته بينذ ص 470 : پذر و ماذر را دردى و علّتى رسذ و خذاوند تحويل ، مال ايشان بهرزه كند دربارهء سقط جنين ص 71 : فرزند از شكم رفتن ص 307 : بيمارى و مرگ و كوذك از شكم ماذر افتاذن ص 431 : اگر نحسى بوذ آنچ زايند بميرند يا از شكم بشوذ ص 434 : فرزند اوّل بميرذ يا از شكم ماذر بروذ ص 487 : يا فرزندى از شكم بروذ ص 488 : باشذ كه فرزند بيفكنذ